<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه علمی پژوهش و توسعه مدیریت</title>
    <link>https://www.juac.ir/</link>
    <description>فصلنامه علمی پژوهش و توسعه مدیریت</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 24 Jul 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 24 Jul 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>سنتز کیفی تجارب معلمان ابتدایی از چالش‌های آموزش مهارت‌های زندگی</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_225775.html</link>
      <description>آموزش مهارت‌های زندگی در دوره ابتدایی نقش بنیادی در رشد همه‌جانبه دانش‌آموزان ایفا می‌کند، اما معلمان با چالش‌های متعددی در اجرای مؤثر این برنامه‌ها مواجه هستند. سازمان بهداشت جهانی ده مهارت اساسی زندگی شامل خودآگاهی، همدلی، حل مسئله، تفکر انتقادی و مدیریت هیجان را برای توسعه شایستگی‌های روان‌اجتماعی کودکان معرفی کرده است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل عمیق چالش‌های معلمان ابتدایی در آموزش مهارت‌های زندگی و بررسی رابطه این چالش‌ها با خودکارآمدی معلمان انجام شده است. پژوهش حاضر با رویکرد ترکیبی کیفی-کمی و استفاده از روش پدیدارشناسی انجام شد. جامعه آماری شامل معلمان ابتدایی شهر تبریز بود که 384 معلم از طریق نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده شامل مصاحبه نیمه‌ساختاریافته، پرسشنامه چالش‌های آموزشی و پرسشنامه خودکارآمدی بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل مضمونی و آمار توصیفی-استنباطی در نرم‌افزار SPSS انجام شد. نتایج نشان داد که محدودیت زمان (میانگین 4.18)، کمبود آموزش تخصصی (میانگین 4.12) و فشار برنامه درسی (میانگین 4.10) بالاترین میزان چالش را برای معلمان داشتند. خودکارآمدی معلمان در آموزش مهارت‌های ارتباطی (میانگین 3.64) و همدلی (میانگین 3.59) بیشتر از سایر مهارت‌ها بود. تحلیل رگرسیون نشان داد که چالش‌های آموزشی 57.3 درصد از واریانس کیفیت آموزش مهارت‌های زندگی را پیش‌بینی می‌کنند (R² = 0.573, F = 72.41, p &amp;amp;lt; 0.001). چالش‌های سازمانی و ساختاری مهم‌ترین موانع آموزش مؤثر مهارت‌های زندگی محسوب می‌شوند. توسعه برنامه‌های آموزش ضمن خدمت، بازنگری برنامه درسی و تقویت حمایت سازمانی از راهکارهای اساسی برای بهبود وضعیت موجود است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آیندۀ برنامه‌ریزی درسی در پرتو هوش مصنوعی و فناوری‌های نوین: رویکردی آمیخته با تأکید بر مدیریت آموزشی</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_225776.html</link>
      <description>زمینه و هدف: هوش مصنوعی (AI) به عنوان یک نیروی تحول‌آفرین، پتانسیل بازتعریف پارادایم‌های سنتی برنامه‌ریزی درسی و مدیریت آموزشی را دارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر ادغام هوش مصنوعی بر ماهیت برنامه درسی و تحول در نقش‌های مدیریتی در مدارس هوشمند ایران انجام شده است.
روش‌شناسی: این مطالعه از طرح پژوهش آمیخته توضیحی دنباله‌ای (QUAN → qual) بهره برده است. در فاز کمّی، ۴۰۰ نفر از مدیران و معلمان مدارس هوشمند از طریق پرسشنامه مورد پیمایش قرار گرفتند و داده‌ها با استفاده از تحلیل همبستگی و آزمون t تحلیل شد. در فاز کیفی، با ۱۵ نفر از خبرگان فناوری آموزشی و مدیران ارشد مصاحبه نیمه‌ساختاریافته به عمل آمد و داده‌ها با روش تحلیل مضمون تحلیل گردید.
یافته‌ها: نتایج کمّی نشان داد که همبستگی مثبت و معناداری بین سطح ادغام هوش مصنوعی با میزان شخصی‌سازی برنامه درسی ( ) و استفاده از ارزیابی تکوینی هوشمند ( ) وجود دارد. همچنین، مدیرانی که سطح بالایی از فناوری‌های هوشمند را به کار می‌گیرند، زمان معنادار بیشتری را به رهبری آموزشی اختصاص می‌دهند ( ). یافته‌های کیفی این نتایج را تبیین کرده و نشان داد که نقش مدیر از «مدیر اجرایی» به «معمار اکوسیستم یادگیری» در حال تحول است که این امر مستلزم شایستگی‌های نوینی چون سواد داده و رهبری تطبیقی است.
نتیجه‌گیری: هوش مصنوعی صرفاً یک ابزار نیست، بلکه کاتالیزوری برای تحول بنیادین در آموزش است. برای تحقق کامل پتانسیل این فناوری، نظام آموزشی باید بر بازتعریف نقش مدیران و توانمندسازی آن‌ها برای راهبری این گذار پیچیده تمرکز کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبارسنجی مدل بلوغ دیجیتال مدارس بر اساس استانداردهای جهانی و شرایط بومی</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_225777.html</link>
      <description>با گسترش فناوری‌های دیجیتال، ارزیابی بلوغ دیجیتال مدارس ضروری است. این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدلی بومی برای ارزیابی بلوغ دیجیتال مدارس ایران انجام شد. در این پژوهش با رویکرد آمیخته، ابتدا مدل اولیه بر اساس مرور ادبیات و مصاحبه با متخصصان طراحی شد. سپس در مرحله کمّی، پرسشنامه‌ای ۲۴ سؤالی در پنج بُعد (مدیریت، زیرساخت، مهارت، محتوا و ارزیابی) توسط ۴۵۰ مدرسه تکمیل گردید. تحلیل عاملی تأییدی، برازش عالی مدل را تأیید کرد (CFI=۰.۹۵۶, RMSEA=۰.۰۶۷) و پایایی ابعاد با آلفای کرونباخ (بیش از ۰.۸۰) مطلوب بود. میانگین نمره بلوغ دیجیتال مدارس ۲.۸۸ از ۵ (سطح متوسط) به دست آمد و نتایج نشان داد که نوع مالکیت مدرسه و تعداد دانش‌آموزان با سطح بلوغ دیجیتال ارتباط معناداری دارند. این مدل ابزاری معتبر برای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی راهبردی در زمینه توسعه فناوری آموزشی است و بر ضرورت بهبود زیرساخت‌ها و مهارت‌های دیجیتال تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کلان‌داده‌ها در آموزش و پرورش به‌منظور پیش‌بینی ترک تحصیل و شناسایی دانش‌آموزان در معرض خطر</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_225778.html</link>
      <description>ترک تحصیل یکی از چالش‌های اساسی نظام‌های آموزشی است. این پژوهش با هدف توسعه مدلی برای پیش‌بینی ترک تحصیل دانش‌آموزان با استفاده از تحلیل کلان‌داده‌ها و یادگیری ماشین انجام شد. در این مطالعه توصیفی-همبستگی، داده‌های دموگرافیک، عملکرد تحصیلی و مشارکت ۴۵۰ دانشجو با شش الگوریتم یادگیری ماشین تحلیل شد. نتایج نشان داد که الگوریتم «بیز ساده» با دقت ۹۲.۴ درصد بهترین عملکرد را دارد. مهم‌ترین عوامل پیش‌بینی‌کننده به ترتیب معدل، نرخ حضور و میزان مشارکت بودند. یافته‌ها تأیید کردند که تحلیل کلان‌داده‌ها ابزاری قدرتمند برای شناسایی زودهنگام دانش‌آموزان در معرض خطر است. اعتبارسنجی مدل‌ها با روش اعتبارسنجی متقابل ۱۰ قسمتی انجام شد. نتایج نشان داد که الگوریتم بیز ساده با دقت ۹۲.۴ درصد، صحت ۸۹.۷ درصد و حساسیت ۹۴.۲ درصد بهترین عملکرد را داشت. مهم‌ترین عوامل پیش‌بینی‌کننده ترک تحصیل به ترتیب عبارت بودند از: معدل کنونی (۰.۲۸۴)، نرخ حضور (۰.۱۹۵)، نمره مشارکت (۰.۱۴۸) و ساعات مطالعه هفتگی (۰.۱۱۷). همبستگی منفی معنی‌داری بین معدل کنونی و خطر ترک تحصیل (-۰.۶۷۴) مشاهده شد.  این مدل می‌تواند مبنای طراحی سیستم‌های هشدار زودهنگام قرار گیرد تا با مداخله به موقع، از ترک تحصیل پیشگیری شود و به سیاست‌گذاران در تخصیص بهینه منابع حمایتی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش واقعیت مجازی (VR) و واقعیت افزوده (AR) در تجسم‌سازی مفاهیم پیچیده علوم و تأثیر آن بر انگیزش تحصیلی</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_225779.html</link>
      <description>فناوری‌های غوطه‌وری  قابلیت تبدیل مفاهیم انتزاعی و پیچیده علمی به تجربیات بصری و تعاملی دارند که می‌تواند درک عمیق‌تر دانشجویان را تسهیل کند.هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر استفاده از فناوری‌های VR و AR بر تجسم‌سازی مفاهیم پیچیده علوم و تحلیل تأثیر آن بر انگیزش تحصیلی دانشجویان است. سؤالات اصلی پژوهش عبارتند از: آیا استفاده از VR/AR منجر به بهبود معنادار انگیزش تحصیلی می‌شود؟ چگونه این فناوری‌ها بر درک مفاهیم پیچیده علمی تأثیر می‌گذارند؟ این مطالعه با استفاده از طرح شبه‌تجربی پیش‌آزمون-پس‌آزمون بر روی ۳۸۴ دانشجو از رشته‌های مختلف علوم (فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی، ریاضیات و مهندسی) انجام شد. ابزارهای گردآوری داده شامل مقیاس انگیزش تحصیلی، آزمون عملکرد تحصیلی، و مقیاس درک مفاهیم بودند. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون t زوجی، تحلیل واریانس و تحلیل رگرسیون چندگانه انجام گرفت. نتایج نشان داد که مداخله VR/AR منجر به بهبود معناداری در تمامی متغیرهای وابسته شد. انگیزش تحصیلی از ۳.۲۵ به ۴.۰۵ (t=۳۹.۴۴، p&amp;amp;lt;۰.۰۰۱، d=۲.۰۱)، عملکرد تحصیلی از ۱۴.۵۵ به ۱۷.۰۸ (t=۴۱.۶۱، p&amp;amp;lt;۰.۰۰۱، d=۲.۱۲)، و درک مفاهیم از ۲.۸۹ به ۳.۸۱ (t=۵۶.۷۲، p&amp;amp;lt;۰.۰۰۱، d=۲.۸۹) افزایش یافت. میزان درگیری با فناوری (r=۰.۰۷۴-) و پذیرش فناوری (r=۰.۱۲۱-) با بهبود انگیزش همبستگی منفی ضعیفی نشان دادند. استفاده از فناوری‌های VR/AR در آموزش علوم تأثیر مثبت و معناداری بر انگیزش تحصیلی و درک مفاهیم پیچیده دارد. این یافته‌ها حمایت قوی از ادغام این فناوری‌ها در برنامه‌های درسی علوم ارائه می‌دهد. پیامدهای عملی شامل ضرورت توسعه محتوای آموزشی مبتنی بر VR/AR، آموزش مربیان و تأمین زیرساخت‌های فنی مناسب است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل توسعه منطقه پذیرش منابع انسانی با تاکید بر سیاست های جذب و نگهداشت استعدادها در بانک سپه استان آذربایجان غربی</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_239939.html</link>
      <description>در فضای رقابتی امروز، سازمان‌ها نیازمند چارچوبی هستند که ضمن جذب و نگهداشت مؤثر سرمایه انسانی، منجر به تعهد، پیروی از تصمیمات سازمانی و مشارکت فعال کارکنان شود. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی برای توسعه منطقه پذیرش منابع انسانی با تأکید بر سیاست‌های جذب و نگهداشت استعدادها انجام شده است. تحقیق از نظر هدف توسعه ای و ار نظر ماهیت اکتشافی است. جامعه آماری بانک سپه استان آذربایجان غربی است ونمونه آماری در دو دسته کلی خبرگان (با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند) و کارکنان بانک سپه (با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده) انتخاب شد. داده های مورد نیاز با استفاده از ابزار پرسشنامه گردآوری گردید و برای تجزیه و تحلیل آن ها از تکنیک دلفی فازی و مدل سازی معادلات ساختاری در قالب نرم افزار اسمارت پی ال اس 3 استفاده گردید. یافته های تحقیق نشان داد مدل توسعه منطقه پذیرش منابع انسانی با تاکید بر سیاست های جذب و نگهداشت استعدادها در بانک سپه استان آذربایجان غربی دارای 4 بعد عوامل فردی، مدیریتی و سازمانی، سیاست های جذب و نگهداشت استعدادها و عوامل زمینه ای و ارتباطی است که در این بین عوامل مدیریتی و سازمانی بیشترین همبستگی را با توسعه منطقه پذیرش منابع انسانی بر قرار کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازطراحی نظام ارزیابی عملکرد پایدار در هلدینگ‌های دولتی با رویکرد تحلیل علّی شاخص‌ها</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_232778.html</link>
      <description>زمینه و هدف: با گسترش نقش دولت در فعالیت‌های اقتصادی، ارزیابی عملکرد هلدینگ‌های دولتی به یکی از چالش‌های اصلی نظام‌های مدیریتی تبدیل شده است. هدف این پژوهش، طراحی مدلی جامع برای سنجش کارایی و اثربخشی عملکرد هلدینگ‌های بزرگ اقتصادی وابسته به دولت ایران می‌باشد.
روش: ابتدا شاخص‌های کلیدی در چهار بعد اقتصادی-مالی، زیست‌محیطی، اجتماعی و شفافیت/حاکمیت شرکتی با استفاده از تحلیل مضمون کیفی و مرور متون تخصصی استخراج و تحلیل شدند. سپس برای تعیین روابط علی بین شاخص‌ها، از تکنیک دیمتل استفاده گردید. جامعه آماری شامل هفت هلدینگ بزرگ و ده تن از خبرگان حوزه مدیریت و برنامه‌ریزی بود که به روش نمونه‌گیری قضاوتی انتخاب شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان دادند که شاخص‌هایی مانند مدیریت و استراتژی گروه، همکاری و تعامل تیمی، رعایت قوانین و حکمرانی اخلاقی به عنوان عوامل اصلی تأثیرگذار در عملکرد سیستماتیک سازمان‌ها شناخته می‌شوند. همچنین شاخص‌هایی مانند سودآوری، نوآوری، ارتباط با مشتریان و عملکرد زیست‌محیطی بیشترین تأثیرپذیری را دارند. ابعاد اقتصادی و شفافیت، تأثیرگذارترین حوزه‌ها در عملکرد کلی هلدینگ‌ها تشخیص داده شدند.
نتیجه‌گیری: مدل پیشنهادی با در نظر گرفتن سطوح فرد، تیم، سازمان و هلدینگ، به مدیران کمک می‌کند تا با تمرکز بر عوامل کلیدی، بهبود همه‌جانبه عملکرد را فراهم کنند. یافته‌های این پژوهش می‌تواند راهنمایی عملی برای تدوین سیاست‌های ارزیابی عملکرد و افزایش اثربخشی سرمایه‌گذاری‌های دولتی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل علم‌سنجی گیمیفیکیشن در تصمیم به خرید از اینستاگرام</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_232632.html</link>
      <description>گیمیفیکیشن، رویکردی نوین برای استفاده از عناصر بازی در زمینه‌های غیربازی در بازاریابی دیجیتال به‌ویژه فروش کالا از طریق اینستاگرام است که نقشی کلیدی در تقویت تصمیم به خرید کاربران ایفا می‌کند. این پژوهش با روش آمیخته (کمی و کیفی) به شناسایی نویسندگان، مقالات، نشریات، کشورها و مؤسسات تأثیرگذار در حوزه گیمیفیکیشن و فروش مجازی از اینستاگرام و استخراج مؤلفه‌های کلیدی مؤثر بر تصمیم به خرید در بازه ۲۰۱۰ تا ژوئن ۲۰۲۵ پرداخته است. روش این تحقیق به صورت آمیخته، کمی و کیفی می‌باشد، در بخش کمی از روش علم‌سنجی استفاده شده است و از طریق نرم‌افزارهای پاپلیش‌ار‌پریش، اکسل، ووس‌ویوور، آر‌استدیو و آر استفاده شد و همچنین در بخش کیفی از نرم‌افزار مکسکیودی‌ای 2020 جهت تحلیل محتوای ده مقاله برتر استفاده شد. تحلیل محتوای در مقالات محدودی بررسی شد که به دلیل کمبود مطالعات تجربی در این حوزه است. نتایج نشان داد که نویسندگان بهل و جایاواردنا با ۴ مقاله، تأثیرگذارترین هستند. مقاله بهل و همکاران با ۱۲۰ استناد، برترین مقاله بود  و در تحلیل محتوا ۱۰ مؤلفه کلیدی شناسایی شد که شامل پاداش‌های دیجیتال، چالش‌های تعاملی، تحلیل احساسات، تعاملات شخصی‌سازی‌شده، بهینه‌سازی محتوا، پیش‌بینی رفتار خرید، مدیریت داده‌های اخلاقی، بازاریابی دیجیتال، مدیریت ارتباط با مشتری، و کیفیت محتوای بصری بودند. این یافته‌ها با تمرکز بر تصمیم به خرید در بازاریابی ورزشی، چارچوبی نوآورانه برای طراحی‌‌های گیمیفی‌شده ارائه می‌دهند که به بهبود استراتژی‌های بازاریابی دیجیتال و تقویت تصمیم به خرید کمک می‌کنند و برای برندها، محققان و تصمیم‌گیران در بهینه‌سازی فروش از اینستاگرام مفید است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش حقوق شهروندی در تقویت مشارکت اجتماعی: چارچوب نظری و تجربی</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_232085.html</link>
      <description>حقوق شهروندی به‌عنوان یکی از ارکان اساسی توسعه اجتماعی و سیاسی، نقش مهمی در تقویت مشارکت اجتماعی ایفا می‌کند. این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر بر تحقق حقوق شهروندی و تأثیر آن بر مشارکت اجتماعی انجام شد. روش پژوهش ترکیبی (کیفی-کمی) بود و از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و پرسشنامه محقق‌ساخته برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. جامعه آماری شامل 400 نفر از شهروندان مناطق مختلف ایران بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. داده‌های کیفی با روش تحلیل محتوای کیفی و داده‌های کمی با استفاده از آزمون‌های همبستگی و تحلیل رگرسیون تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که آگاهی از حقوق شهروندی با میانگین امتیاز 4.2 از 5 و شفافیت با میانگین 3.8 از عوامل کلیدی در افزایش مشارکت اجتماعی هستند. همچنین، استفاده از فناوری‌های دیجیتال به‌عنوان ابزاری مؤثر در بهبود آگاهی و دسترسی به خدمات عمومی شناسایی شد. در بخش کیفی، ضعف در آموزش عمومی و شفافیت ناکافی در نهادهای دولتی از موانع اصلی تحقق حقوق شهروندی شناخته شدند. نتایج نشان داد که تقویت آموزش حقوق شهروندی، بهبود شفافیت در نظام اداری، و کاهش نابرابری‌های جغرافیایی و اجتماعی می‌تواند به افزایش مشارکت اجتماعی منجر شود. این پژوهش پیشنهاد می‌کند که برنامه‌های آموزشی منسجم، بهره‌گیری از فناوری‌های دیجیتال، و ایجاد زیرساخت‌های شفافیت در نظام اداری به‌عنوان راهکارهایی برای بهبود وضعیت حقوق شهروندی و مشارکت اجتماعی مورد توجه قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل چالش‌های فقهی-حقوقی بیمه عمر در ایران: مطالعه تطبیقی با کشورهای اسلامی منتخب</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_232086.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی ماهیت حقوقی بیمه عمر در نظام حقوقی ایران می‌پردازد. مسئله اصلی پژوهش، تحلیل چالش‌های فقهی و حقوقی بیمه عمر به‌ویژه در سه حوزه غرر، ربا و تعهدات به نفع شخص ثالث است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و با رویکرد استقرایی انجام شده است. داده‌ها از طریق بررسی 50 منبع شامل 35 مقاله علمی-پژوهشی، 10 کتاب تخصصی و 5 سند قانونی جمع‌آوری و با روش کدگذاری سه‌مرحله‌ای (باز، محوری و انتخابی) تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که غرر با فراوانی 84% مهمترین چالش فقهی است و رابطه معناداری بین شفافیت قراردادها و کارایی سیستم بیمه عمر وجود دارد (r = -0.78, p &amp;amp;lt; 0.01). تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که شفافیت قراردادها (β = 0.45)، استانداردسازی محاسبات (β = 0.38) و نظارت شرعی (β = 0.32) مهمترین عوامل موثر بر کارایی سیستم بیمه عمر هستند (R² = 0.72). مطالعه تطبیقی نشان داد کشورهای موفق در زمینه بیمه عمر اسلامی، با استفاده از مدل تکافل و عقود اسلامی توانسته‌اند میزان شفافیت قراردادی را به 85% برسانند، در حالی که این شاخص در ایران 65% است. نتایج نشان می‌دهد که موفقیت در بازار بیمه عمر، مستلزم رویکردی یکپارچه است که هم جنبه‌های فقهی و هم الزامات اجرایی را در نظر بگیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل رتبه‌بندی حکمرانی شرکتی برای شرکت‌های وابسته به یک سازمان نظامی: رویکردی مبتنی بر دستورالعمل OECD 2024</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_244095.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر و در پی فروپاشی‌های متعدد شرکتی، توجه پژوهشگران و سیاست‌گذاران به حکمرانی شرکتی و به‌ویژه سنجش کیفیت آن افزایش یافته است. حکمرانی شرکتی مناسب نقش مهمی در ارتقای شفافیت، پاسخگویی و پایداری عملکرد بنگاه‌ها ایفا می‌کند؛ ازاین‌رو، ارزیابی کیفیت آن در شرکت‌های دولتی و شبه‌دولتی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در ایران، با توجه به نقش گسترده دولت در بنگاه‌داری، همواره چالش طراحی الگویی بومی برای رتبه‌بندی حکمرانی شرکتی در شرکت‌های وابسته به نهادهای دولتی، از جمله سازمان‌های نظامی، وجود داشته است. هدف این پژوهش طراحی و ارائه شاخصی جامع برای رتبه‌بندی حکمرانی شرکتی در شرکت‌های غیرتسلیحاتی وابسته به یک سازمان نظامی بر اساس دستورالعمل OECD (2024) است. بدین منظور، با استفاده از تحلیل محتوای کیفی، ۷ بعد، ۴۰ زیربعد و ۱۱0 شاخص استخراج شد و با بهره‌گیری از نظر ۷ خبره و روش تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP)، اوزان مؤلفه‌ها تعیین گردید. نتایج نشان داد «ترکیب و مسئولیت‌های هیئت‌مدیره» و «افشا، شفافیت و پاسخگویی» بیشترین اهمیت را دارند. مدل پیشنهادی امکان ارزیابی کمی و مقایسه‌ای حکمرانی شرکتی را فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر سرمایه فکری سبز و رفتار نوآورانه سبز با نقش میانجی مدیریت در تامین صنایع غذایی در آذربایجانشرقی</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_243161.html</link>
      <description>با افزایش  حساسیت جوامع به مباحث محیطی، اقداماتی همچون مسئولیت اجتماعی شرکت، حفاظـت محیط زیست ، عملکـرد پایدار، و تولید ناب مورد توجه استراتژیست ها و ذی نفعان کلیدی شرکت ها قرار گرفته است. بـه عبـارد دی ـر آلودگی محیط زیست به یکی از چالش های مهم جهانی تبدیل شده و شرکت های صنایع غذایی به منزله  صـنایع بـا ارزش افزوده بالا  و آینده دار شناخته می شوند .هدف از این پژوهش بررسی تأثیر اقدامات سرمایه فکری  سبز بر نوآوری سبز با نقـش میانجی فرهنگ سازمانی سبز بود. جامع  آماری پژوهش مدیران و کارشناسان شرکت های صنایع غذایی در شـهر  هـای صـنعتی آذربایجانشرقی بودند که بر اساس جدول مورگان از میان آنها نمونه ای با حجم 165 نفر به روش طبقه ای متناسبز انتخـاب شـد . برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه استفاده شد. پایایی پرسشنامه ها با روش آلفای کرونباخخ و پایایی ترکیبی به تأیید رسید و برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار pls استفاده شد. یافته هـای پـژوهش نشـان  داد اقدامات سرمایه فکری  سبز در شرکت های صنایع غذایی هم به صورت مسـتقیم و هـم از طریق فرهنـگ سـازمانی سبز بر نوآوری سبز تأثیر مثبت و معنادار دارد. نتایج پژوهش نشان دهنده  است که مقصود از اقدامات سرمایه فکری  سبز آموزش کارکنان در جهت ارتقای سطح  توانایی ها و مهارت ها و دانش سبز و ایجاد انگیزه بـه منظور بـه کـار بردن آن مهارت ها و توانایی ها در جهت اهداف  سازمانی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه نظریه سازمان های نارس</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_244206.html</link>
      <description>نظریه نارسی سازمانی نخستین‌بار در سال ۲۰۲۶ میلادی / ۱۴۰۵ شمسی توسط دکتر فرخ قربانی نامور، استاد مدیریت و نظریه‌پرداز معاصر، ارائه شد. این نظریه وضعیتی را تبیین می‌کند که در آن سازمان از مسیر رشد سالم، عقلانی، قانونی، اخلاقی، علمی، شایسته‌سالارانه و بهره‌ورانه منحرف شده و به نوعی نابالغی نهادی، مدیریتی، انسانی، دانشی و ساختاری دچار می‌شود.

بر اساس این نظریه، سازمان نارس ممکن است در ظاهر دارای ساختار رسمی، مدیران منصوب، آیین‌نامه‌ها، جلسات و شعارهای توسعه‌گرا باشد، اما در عمل تحت تأثیر روابط غیررسمی، نفوذ، انتصاب‌های غیرشایسته، حذف شایستگان، تملق، بی‌اعتنایی به علم، اجرای گزینشی قانون، ناعدالتی، فساد و بازتولید ناکارآمدی اداره شود.

نظریه نارسی سازمانی، نارسی را صرفاً یک اختلال مقطعی یا مدیریتی نمی‌داند، بلکه آن را پدیده‌ای چندبعدی، نهادی و چرخه‌ای معرفی می‌کند که در آن ساختارها، رفتارها، تصمیم‌ها و مناسبات قدرت، به جای حل مسائل، ناکارآمدی را بازتولید می‌کنند.

این نظریه دارای هفت بُعد اصلی و ۳۹ مؤلفه است: ۱) مدیریتی و انتصابی، ۲) منابع انسانی و ارتقا، ۳) اخلاقی، رفتاری و فرهنگی، ۴) عدالت، قانون و فساد، ۵) علمی، دانشی و تصمیم‌گیری، ۶) ساختاری و نهادی، و ۷) ویژگی‌های مدیریت. این نظریه ماهیتی جهانی و فراملی دارد و در انواع سازمان‌های دولتی، خصوصی، آموزشی، صنعتی، خدماتی، درمانی و مالی قابل مطالعه، سنجش و کاربرد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی بحران هویت بر اساس دلبستگی آسیب‌پذیر و تروما دوران کودکی در نوجوانان</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_215504.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی تأثیر دلبستگی آسیب‌پذیر و تروماهای دوران کودکی بر بحران هویت در نوجوانان بود. این مطالعه &amp;amp;rlm;از نوع &amp;amp;rlm;توصیفی-همبستگی است که در آن 181 نوجوان از مدارس شهرستان آق‌قلا به‌صورت نمونه‌گیری دردسترس انتخاب &amp;amp;rlm;شدند. داده‌ها &amp;amp;rlm;با استفاده از پرسشنامه‌های بحران هویت، دلبستگی آسیب‌پذیر &amp;amp;rlm;و تروماهای دوران کودکی جمع‌آوری شد. نتایج تحلیل‌های آماری &amp;amp;rlm;نشان داد که هر دو متغیر &amp;amp;rlm;دلبستگی آسیب‌پذیر و تروماهای دوران کودکی با بحران هویت در نوجوانان رابطه مثبت و معناداری &amp;amp;rlm;دارند. به‌ویژه دلبستگی &amp;amp;rlm;آسیب‌پذیر توان پیش‌بینی بحران هویت را داشت و تروماهای دوران کودکی نیز به‌طور افزایشی بر بحران &amp;amp;rlm;هویت تأثیرگذار بودند. &amp;amp;rlm;تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که این دو متغیر مجموعاً قادر به پیش‌بینی 33.3% از تغییرات بحران &amp;amp;rlm;هویت هستند. این &amp;amp;rlm;یافته‌ها بر اهمیت تجربیات اولیه دوران کودکی و نوع روابط عاطفی در شکل‌گیری بحران هویت در نوجوانان &amp;amp;rlm;تأکید دارند و &amp;amp;rlm;می‌توانند مبنای طراحی مداخلات روانشناختی و پیشگیرانه در این زمینه قرار گیرند&amp;amp;lrm;.&amp;amp;lrm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رویکردهای نوین در مدیریت آموزشی پایه اول ابتدایی و &amp;rlm;تأثیر آن بر توسعه مهارت‌های &amp;rlm;اجتماعی دانش‌آموزان</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_216121.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، بررسی تأثیر رویکردهای نوین مدیریت آموزشی بر توسعه مهارت‌های &amp;amp;rlm;اجتماعی دانش‌آموزان پایه اول ابتدایی &amp;amp;rlm;است. در این تحقیق از روش توصیفی-همبستگی با &amp;amp;rlm;استفاده از ابزار پرسشنامه برای جمع‌آوری داده‌ها بهره گرفته شد. جامعه آماری &amp;amp;rlm;پژوهش شامل &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;230 معلم و مدیر آموزشی مدارس ابتدایی در شهرستان اصفهان در سال تحصیلی 1404-&amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;1403 بود. برای تحلیل &amp;amp;rlm;داده‌ها از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام‌به‌گام &amp;amp;rlm;استفاده شد. داده‌ها نشان دادند که رویکردهای نوین مدیریت &amp;amp;rlm;آموزشی تأثیر مثبت و معناداری &amp;amp;rlm;بر مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان دارند، به‌ویژه روش‌های یادگیری گروهی و مشارکتی در &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;کلاس‌های درس منجر به تقویت مهارت‌های اجتماعی در دانش‌آموزان شدند. نتایج تحلیل &amp;amp;rlm;رگرسیون نشان داد که رویکردهای نوین &amp;amp;rlm;مدیریت آموزشی قادر به پیش‌بینی مهارت‌های &amp;amp;rlm;اجتماعی دانش‌آموزان به میزان 33.3% هستند. همچنین، تحلیل‌ها نشان داد که &amp;amp;rlm;ویژگی‌های &amp;amp;rlm;دموگرافیک معلمان (مانند تجربه و نوع مدرسه) نیز بر مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان &amp;amp;rlm;تأثیرگذار است. این پژوهش &amp;amp;rlm;همچنین بر ضرورت استفاده از مداخلات آموزشی مبتنی بر &amp;amp;rlm;رویکردهای نوین در مدارس تأکید می‌کند و پیشنهاد می‌دهد که معلمان &amp;amp;rlm;می‌بایست در طراحی و &amp;amp;rlm;اجرای برنامه‌های آموزشی، بر تقویت مهارت‌های اجتماعی و تعاملات گروهی تمرکز کنند. &amp;amp;rlm;محدودیت‌های &amp;amp;rlm;پژوهش شامل نمونه‌گیری محدود و استفاده از ابزارهای خوداظهاری است و &amp;amp;rlm;تحقیقات آتی می‌توانند از روش‌های طولانی‌مدت و &amp;amp;rlm;نمونه‌های متنوع‌تر برای بررسی دقیق‌تر این &amp;amp;rlm;موضوع بهره‌برند.&amp;amp;rlm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>انقلاب یادگیری: تحول نظام‌های آموزشی برای قرن بیست‌ویکم - مطالعه ترکیبی در مدارس متوسطه شهر بوشهر</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_222806.html</link>
      <description>انقلاب یادگیری در قرن بیست‌ویکم به‌عنوان پارادایم نوین آموزشی، زمینه‌ساز تحولات بنیادین در نظام‌های آموزشی جهان محسوب می‌شود. این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفه‌های کلیدی انقلاب یادگیری و تحلیل عوامل مؤثر بر تحول آموزشی در مدارس متوسطه شهر بوشهر انجام شده است. روش‌شناسی تحقیق مبتنی بر طرح ترکیبی توالی توضیحی است که در آن داده‌های کمی از ۳۸۴ دانش‌آموز و ۹۶ معلم گردآوری و با روش‌های آماری پیشرفته تحلیل شده‌اند. یافته‌های کمی نشان‌دهنده تفاوت معنادار بین روش‌های سنتی و نوین در توسعه مهارت‌های قرن ۲۱ است، به‌طوری‌که تفکر انتقادی (t = -8.45, p &amp;amp;lt; 0.001, d = 1.21) و خلاقیت (t = -7.32, p &amp;amp;lt; 0.001, d = 1.07) بهبود قابل‌توجهی نشان می‌دهند. تحلیل رگرسیون چندگانه تأثیر معنادار فناوری آموزشی (&amp;amp;beta; = 0.34)، آموزش معلمان (&amp;amp;beta; = 0.28) و رهبری مدرسه (&amp;amp;beta; = 0.22) را بر موفقیت تحول آموزشی تأیید می‌کند (R&amp;amp;sup2; = 0.56, p &amp;amp;lt; 0.001). تحلیل کیفی مصاحبه‌ها پنج تم اصلی شامل تغییر نقش معلم (28.1%)، فناوری (23.8%)، ارزشیابی (20.0%)، انگیزش دانش‌آموز (18.1%) و چالش‌های اجرایی (16.3%) را شناسایی نمود. این مطالعه پیامدهای سیاستی مهمی برای طراحی برنامه‌های آموزشی مبتنی بر شواهد و توسعه چارچوب‌های عملیاتی تحول آموزشی ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تحلیل انتقادی گفتمان حوزه مدیریت تربیت و یادگیری علوم انسانی و اجتماعی در سند برنامه درس ملی</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_222807.html</link>
      <description>نوشتار حاضر حاصل پژوهشی بر اساس روش "تحلیل انتقادی گفتمان"در سند برنامه درس ملی در حوزه تربیت و یادگیری علوم انسانی و مطالعات اجتماعی است.عرصه تعلیم و تربیت محتاج واکاوی کاوش شناخت ضعف‌ها و کاستی‌ها و ارائه راه حل‌های مناسب برای مسائل مطرح شده می باشد. تربیت معطوف به آدمی است و نیاز دارد وضعیت موجود را به وضعیت مطلوب ارتقا دهد. بررسی گفتمان‌های تربیتی و یادگیری جوامع به ویژه در حوزه علوم انسانی و اجتماعی و مطالعه سیر و روند این منظومه و همچنین تحولات آن در طول تاریخ حیات یک سرزمین از مهمات پژوهشی یک جامعه محسوب می شود. گفتمان کنونی ایران تلفیق شایسته فرهنگ و ارزش‌های اسلامی و نهادینه سازی آن ها در امر آموزش به خصوص در میان جوانان و نوجوانان، با فلسفه تعلیم و تربیت حال حاضر در دنیا و تدوین یک جهان بینی نظری و نظام فکری ارزشی اسلامی، جهت سازماندهی و هدایت فرایند تربیت در جامعه اسلامی ایران است. در این تحقیق سند نوشتاری برنامه درس ملی در سه سطح؛ توصیف، تفسیر و تبیین با الگو گیری از متد تحلیل انتقادی گفتمان نورمن فرکلاف،مورد واکاوی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این پزوهش نشان می‌دهد؛</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مدیریت روانشناسی مثبت نگر در کلاس‌های آموزشی و تاثیر آن در کاهش رفتارهای ناهنجار در محیط دانشگاه</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_225752.html</link>
      <description>هدف این پژوهش به مقایسه اثربخشی آموزش روانشناسی مثبت نگر در کاهش رفتارهای ناهنجار در دانشگاه بود. روش این پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه مورد مطالعه تمامی دانشجویان آموزش عالی دانشگاه آزاد تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود. از جامعه آماری مورد نظر با استفاده از پرسشنامه رفتارهای ناهنجار (2001)، دانشجویانی که نمره بالاتر از نقطه برش دریافت کردند، انتخاب و در مرحله بعد از بین این افراد، 45 نفر در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) و هر گروه با 15 دانشجو انتخاب، و به طور تصادفی در گروه‌های آزمایش و کنترل گمارده شدند. در این پژوهش از پرسشنامه رفتارهای ناهنجار (2001) استفاده شد. آموزش استدلال اخلاقی و روانشناسی مثبت‌گرا به عنوان مداخله به کار برده شد و گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکردند و در انتظار درمان ماندند. داده‌ها به کمک آزمون آماری تحلیل کوواریانس از طریق نرم‌افزارSPSS تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین گروه‌های آزمایش آموزش روانشناسی مثبت نگر و گروه کنترل از لحاظ رفتارهای ناهنجار در مرحله پس‌‌آزمون با تعدیل نمرات پیش‌آزمون، تفاوت معناداری وجود داشت (05/0P&amp;amp;lt;) و هر دو گروه مداخله نسبت به گروه کنترل، بر کاهش میزان رفتارهای ناهنجار در دانشجویان مؤثر بوده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی معنا درمانی بر اندیشه‌پردازی خودکشی و تحمل آشفتگی در نوجوانان اقدام‌کننده به خودکشی: یک مطالعه شبه‌آزمایشی با دوره پیگیری و تحلیل میانجی</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_225772.html</link>
      <description>زمینه و هدف: اندیشه‌پردازی خودکشی و تحمل پایین آشفتگی، از عوامل خطر کلیدی در نوجوانان هستند. این پژوهش با هدف ارزیابی اثربخشی پایدار معنا درمانی و بررسی نقش میانجی &amp;amp;laquo;معنا در زندگی&amp;amp;raquo; در این رابطه انجام شد.روش‌شناسی: در یک طرح شبه‌آزمایشی با پیش‌آزمون، پس‌آزمون، پیگیری سه‌ماهه و گروه کنترل، ۶۰ نوجوان (۱۴-۱۸ ساله) با سابقه اقدام به خودکشی به صورت تصادفی در دو گروه معنا درمانی (۸ جلسه) و درمان رایج گمارده شدند. شرکت‌کنندگان مقیاس‌های اندیشه‌پردازی خودکشی بک (BSSI)، تحمل آشفتگی (DTS) و پرسشنامه معنا در زندگی (MLQ) را تکمیل کردند. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و تحلیل میانجی‌گری (PROCESS Macro) تحلیل شدند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که اثر تعاملی زمان &amp;amp;times; گروه برای هر دو متغیر وابسته معنادار بود ( ). گروه معنا درمانی در مراحل پس‌آزمون و پیگیری، کاهش معناداری در اندیشه‌پردازی خودکشی و افزایش معناداری در تحمل آشفتگی نسبت به گروه کنترل نشان داد. تحلیل میانجی‌گری نیز تأیید کرد که افزایش &amp;amp;laquo;معنا در زندگی&amp;amp;raquo; به طور کامل، تأثیر مداخله بر کاهش اندیشه‌پردازی خودکشی (اثر غیرمستقیم: 5.28-) و افزایش تحمل آشفتگی (اثر غیرمستقیم: 4.52+) را تبیین می‌کند.نتیجه‌گیری: معنا درمانی یک مداخله مؤثر و پایدار برای نوجوانان در معرض خطر خودکشی است. این رویکرد با تقویت مستقیم معنا و هدف در زندگی، به طور غیرمستقیم به کاهش افکار خودکشی و افزایش ظرفیت مقابله با هیجانات دردناک منجر می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی آموزش روابط والد-فرزند مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اعتیاد به اینترنت، رفتارهای پرخطر و قلدری دانش‌آموزان دوره متوسطه اول</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_225773.html</link>
      <description>زمینه و هدف: اعتیاد به اینترنت، رفتارهای پرخطر و قلدری از چالش‌های شایع دوران نوجوانی هستند که اغلب ریشه در پویایی‌های خانوادگی دارند. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی یک مداخله خانواده‌محور، یعنی آموزش روابط والد-فرزند مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، بر این سه متغیر مشکل‌ساز در دانش‌آموزان انجام شد.روش‌شناسی: در یک طرح شبه‌آزمایشی با پیش‌آزمون-پس‌آزمون و گروه کنترل، ۸۰ زوج والد-فرزند (دانش‌آموزان دوره متوسطه اول شهر تبریز) به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش ( ) و کنترل ( ) گمارده شدند. والدین گروه آزمایش در یک دوره آموزشی ۸ جلسه‌ای مبتنی بر ACT شرکت کردند. دانش‌آموزان در هر دو مرحله پرسشنامه‌های اعتیاد به اینترنت یانگ، خطرپذیری نوجوانان ایرانی و قلدری ایلینوی را تکمیل کردند. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) تحلیل شدند.یافته‌ها: نتایج آزمون‌های چندمتغیره تأثیر کلی معناداری را برای مداخله نشان داد ( ). تحلیل‌های تک‌متغیره متعاقب آن نشان داد که دانش‌آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، پس از کنترل نمرات پیش‌آزمون، کاهش معناداری در نمرات اعتیاد به اینترنت ( )، رفتارهای پرخطر ( ) و قلدری ( ) داشتند.نتیجه‌گیری: آموزش والدین مبتنی بر اصول پذیرش و تعهد، یک راهبرد مؤثر برای کاهش همزمان طیف وسیعی از مشکلات رفتاری برونی‌سازی‌شده در نوجوانان است. این یافته بر اهمیت مداخلات خانواده‌محور که بر افزایش انعطاف‌پذیری روان‌شناختی والدین تمرکز دارند، تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبارسنجی کمّی نظریه هوش‌های چندگانه: یک مدل پیش‌بین برای انتخاب رشته تحصیلی دانش‌آموزان</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_225774.html</link>
      <description>زمینه و هدف: علی‌رغم نفوذ گسترده نظریه هوش‌های چندگانه گاردنر در ادبیات آموزشی، اعتبار تجربی آن به عنوان یک ابزار پیش‌بین برای انتخاب‌های تحصیلی-شغلی با ابهام مواجه بوده است. این پژوهش با هدف اصلی تبیین رابطه ساختاری و سنجش اعتبار پیش‌بینی‌کنندگی پروفایل هوش‌های چندگانه در انتخاب رشته تحصیلی دانش‌آموزان انجام شد.روش‌شناسی: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان پایه دوازدهم شهر تبریز بود که از میان آن‌ها ۳۵۰ نفر (۱۹۱ دختر، ۱۵۹ پسر) به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه استاندارد هوش‌های چندگانه مک‌کنزی (۱۹۹۹) و یک پرسشنامه محقق‌ساخته برای تعیین رشته تحصیلی استفاده شد. داده‌ها با استفاده از تحلیل رگرسیون لجستیک چندجمله‌ای تحلیل گردیدند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که مدل رگرسیونی مبتنی بر ابعاد هشت‌گانه هوش، به طور معناداری توانایی پیش‌بینی انتخاب رشته را دارد ( ) و از قدرت تبیین بالایی برخوردار است ( ). دقت کلی مدل در طبقه‌بندی صحیح دانش‌آموزان ۸۵.۱٪ بود. هوش فضایی-دیداری قوی‌ترین پیش‌بین برای رشته هنر ( )، و هوش طبیعت‌گرا یکی از پیش‌بین‌های کلیدی برای رشته علوم تجربی ( ) بود.نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش، شواهد تجربی محکمی دال بر اعتبار پیش‌بینی‌کنندگی نظریه هوش‌های چندگانه در زمینه هدایت تحصیلی فراهم می‌آورد. نتایج نشان می‌دهد که پروفایل هوشی دانش‌آموزان یک عامل تعیین‌کننده و قابل اندازه‌گیری در گرایش آن‌ها به رشته‌های مختلف است. این یافته‌ها می‌تواند مبنای علمی لازم برای بازنگری در رویکردهای سنتی مشاوره و توسعه ابزارهای استعدادیابی چندبعدی و مبتنی بر داده را فراهم سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های مدیریت بانکداری بین‌الملل ایران و درس‌هایی از تجربه اصلاحات بانکی ترکیه یک مطالعه کیفی تطبیقی</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_245307.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی چالش‌های نظام بانکداری بین‌الملل ایران و ریشه‌های شکل‌گیری آن‌ها با رویکردی تطبیقی نسبت به تجربه اصلاحات بانکی ترکیه می‌پردازد. داده‌های پژوهش از طریق مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ نفر از خبرگان حوزه بانکداری بین‌الملل گردآوری و با روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که محدودیت در اتصال به نظام مالی جهانی، اجرای ناقص استانداردهای بین‌المللی، عدم انطباق کامل با الزامات FATF، نوسانات نرخ ارز، ضعف حاکمیت شرکتی و رتبه بالای ریسک اعتباری از مهم‌ترین چالش‌های بانکداری بین‌الملل ایران هستند. تحلیل علّی پژوهش نیز نشان می‌دهد که این چالش‌ها عمدتاً تحت تأثیر جهت‌گیری سیاست خارجی، هژمونی دلار، تحریم‌های مالی و محدودیت‌های قانونی و مقرراتی شکل گرفته‌اند. در مقابل، تجربه ترکیه پس از بحران مالی ۲۰۰۱ نشان می‌دهد که اصلاحات نهادی، تقویت نظارت بانکی، همگرایی با استانداردهای بین‌المللی و جذب سرمایه خارجی می‌تواند به ارتقای جایگاه نظام بانکی در عرصه بین‌المللی منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیکربندی استراتژیک منابع انسانی در گذار به اقتصاد دانش‌بنیان (تحلیل تطبیقی شرکت‌های خدمات‌محور در ایران و کره جنوبی)</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_245308.html</link>
      <description>مدیریت منابع انسانی اثربخش و پیاده‌سازی سیستم‌های کاری با عملکرد بالا (HPWS)، از ارکان حیاتی کسب مزیت رقابتی در اقتصاد دانش‌بنیان محسوب می‌شوند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی پیکربندی‌های استراتژیک منابع انسانی و بررسی رابطه سیستم‌های کاری با عملکرد بالا با عملکرد سازمانی در دو بافت متفاوت ایران و کره جنوبی انجام شده است.
این مقاله از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-پیمایشی است که به صورت مقطعی انجام شده است. در این مطالعه از رویکرد پژوهش آمیخته (Mixed Methods) با استراتژی اکتشافی استفاده شده است تا الگوهای بومی در هر دو بافت شناسایی و در قالب کمی اعتبار‌سنجی شوند. جامعه آماری در بافت ایران شامل شرکت ملی مناطق نفت‌خیز جنوب (به عنوان نماد بافت صنعتی-ملی) و در کره جنوبی معطوف به شرکت‌های خدمات‌محور و دانش‌بنیان است.
بررسی‌ها نشان می‌دهد که هر دو کشور در حال گذار از مدیریت منابع انسانی سنتی به سمت الگوهای استراتژیک هستند، اما در مسیرهای متفاوتی گام برمی‌دارند. در ایران، تمرکز اصلی بر نهادینه‌سازی نگاه استراتژیک، تقویت زیرساخت‌های HPWS و توانمندسازی نیروی انسانی در صنایع بزرگ برای مواجهه با تغییرات تکنولوژیک است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تبیین آسیب ها و چالش های منابع انسانی در صنایع فولادی ایران</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_245437.html</link>
      <description>منابع انسانی یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های راهبردی در صنایع بزرگ و زیربنایی به شمار می‌رود و کیفیت مدیریت آن نقش تعیین‌کننده‌ای در بهره‌وری، پایداری و رقابت‌پذیری سازمان‌ها دارد. صنعت فولاد ایران به‌عنوان یکی از صنایع مادر و اثرگذار در توسعه اقتصادی کشور، به دلیل ماهیت سخت کار، شرایط ویژه محیطی، نیاز به نیروی متخصص و فشارهای ناشی از تحولات اقتصادی، با چالش‌ها و آسیب‌های متعددی در حوزه منابع انسانی مواجه است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین چالش‌ها و آسیب‌های منابع انسانی در صنعت فولاد ایران انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، آمیخته اکتشافی متوالی است. در مرحله کیفی، از روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. افت.پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، آمیخته اکتشافی متوالی است. در مرحله کیفی، از روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. افت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر پیادسازی سبک رهبری فکورانه بر تاب آوری سازمانی با نقش واسطه ای هوش فرهنگی از دیدگاه کارکنان شعب بانک ملی استان کهگیلویه و بویراحمد</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_245721.html</link>
      <description>هدف از این تحقیق بررسی تاثیر پیادسازی سبک رهبری فکورانه بر تاب اوری سازمانی با نقش واسطه ای هوش فرهنگی از دیدگاه کارکنان شعب بانک ملی استان کهگیلویه و بویراحمد بود. جامعه آماری شامل کلیه ارکنان شعب بانک ملی استان کهگیلویه و بویراحمد در سال (1400) به تعداد (332) نفر و حجم نمونه به روش نمونه گیری تصادفی ساده (178) نفر می‌باشد. روش تحقیق مورد نظر به صورت همبستگی بود و ابزار گردآوری تحقیق شامل؛ پرسشنامه تاب آوری سازمانی لیون (2001)، پرسشنامه رهبری فکورانه طاهری و طاهری (1396)، پرسشنامه هوش فرهنگی آنگ و ارلی (2004) بوده است. داده‌ها با استفاده از روش‌های آماری ضریب همبستگی اسپرمن و رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته‌های حاصل از تحقیق نشان داد بین رهبری فکورانه با تاب آوری مسیر شغلی با میانجیگری هوش فرهنگی کارکنان شعب بانک ملی استان کهگیلویه و بویراحمد رابطه ساده و چندگانه‌ای مثبت وجود دارد همچنین بین مؤلفه‌های (مؤلفه گشودگی، هدف، معنی داری، به چالش کشیدن باورها و گفتگو و بازخورد مستمر) از متغیر رهبری فکورانه و مؤلفه‌های (راهبرد، دانش، انگیزش) از منتغیر هوش فرهنگی رابطه معنی دار ساده مثبت وجود دارد از طرفی بین مؤلفه‌های (دانش و انگیزش) از متغیر هوشت فرهنگی با تاب آوری سازمانی رابطه معنی دار چندگانه وجود دارد و سطح معنی داری در این تحقیق 05/0 می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر معنویت محیط کار بر رفتار سبز کارکنان با نقش میانجی تعهد زیست محیطی و نقش تعدیلگر مدیریت منابع انسانی سبز</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_245775.html</link>
      <description>هدف از انجام این پژوهش تاثیر معنویت محیط کار بر رفتار سبز کارکنان با نقش میانجی تعهد زیست محیطی و نقش تعدیلگر مدیریت منابع انسانی سبز می باشد. روش تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت از نوع همبستگی است در این پژوهش 4 فرضیه بر اساس یک مدل مفهومی بررسی شد. جامعه آماری تحقیق حاضر، شامل کارشناسان و مدیران سازمان جهاد کشاورزی استان کهگیلویه و بویراحمد به تعداد 652 نفر می باشند ، که بر اساس جدول مورگان حجم نمونه مورد بررسی 242 نفر برآورد و مورد بررسی قرار گرفت. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه ی محقق ساخته با 21 سوال بود که بر اساس روایی صوری(به استناد نظر اساتید مدیریت)، روایی همگرا و روایی واگرا و پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ(بالای 70 درصد)  و پایایی مرکب مورد تایید قرار گرفت، برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار هایSPSS20 و Smart  PLS استفاده شد. یافته های حاصل از این مطالعه حاکی از تایید فرضیه های پژوهش از طریق حداقل مربعات جزئی و تحلیل مسیر و همچنین برازش مناسب مدل مفهومی پژوهش می باشد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که از دیدگاه مدیران ادارات جهاد کشاورزی، رفتار سبز کارکنان در سطوح مختلفی قرار دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه مدیریت استعداد و حمایت سازمانی با جانشین پروری نیروی انسانی در ادارات آموزش و پرورش شهرستان کهگیلویه در سال 1400</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_246738.html</link>
      <description>چکیده
هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه مدیریت استعداد و حمایت سازمانی با جانشین پروری نیروی انسانی در ادارات آموزش و  پرورش شهرستان کهگیلویه بود. پژوهش، از حیث ماهیت، کاربردی و از نظر روش گرد آوری داده ها، یک تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق مشتمل بر همه کارکنان شاغل در ادارات آموزش و پرورش شهرستان کهگیلویه تعداد 160 می باشند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران با خطای 5 درصد، 113 نفر  به دست آمد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های مدیریت استعداد احمدی و همکاران (1391)، پرسشنامه استاندارد جانشین پروری کیم (2006) و پرسشنامه حمایت سازمانی آیزنبرگ و همکاران (1986) گردآوری شد. روایی پرسشنامه به روش روایی صوری و پایایی با روش آلفای کرونباخ تایید شد. داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد ضریب همبستگی پیرسون بین مدیریت استعداد و حمایت سازمانی با جانشین پروری نیروی انسانی 32/0، مدیریت استعداد و جانشین پروری نیروی انسانی 29/0 و حمایت سازمانی با جانشین پروی نیروی انسانی 34/0 به دست آمد و فرضیه های تحقیق تایید شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خدماتی‌سازی استراتژیک در شرکت‌های دانش‌بنیان: چارچوب مفهومی SERV-KBF و دلالت‌های آن برای اقتصادهای در حال ظهور</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_247727.html</link>
      <description>خدماتی‌سازی به‌عنوان یک تحول استراتژیک، نقش مهمی در بقا و مزیت رقابتی سازمان‌ها ایفا می‌کند؛ با این حال، الزامات، قابلیت‌ها و پیامدهای آن در بستر شرکت‌های دانش‌بنیان (KBFs) و خدمات کسب‌وکار دانش‌محور (KIBS) کمتر به‌طور منسجم بررسی شده و شواهد موجود درباره رابطه خدماتی‌سازی با عملکرد نیز ناهمسو باقی مانده است. هدف پژوهش حاضر، سنتز نظری ادبیات این حوزه و ارائه یک چارچوب مفهومی یکپارچه برای تبیین فرآیند خدماتی‌سازی استراتژیک در شرکت‌های دانش‌بنیان، با توجه ویژه به بافت اقتصادهای در حال ظهور نظیر ایران است. این مطالعه با رویکرد مرور نظام‌مند-مفهومی و بر پایه راهنمای سه‌مرحله‌ای ترنفیلد و همکاران (۲۰۰۳)، اصول گزارش‌دهی PRISMA 2020 و منطق سنتز مضمونی انجام شد؛ در مجموع ۲۵ مطالعه اصلی بین‌المللی و داخلی، به همراه ۸ منبع بنیادین، در تلاقی موضوعی خدماتی‌سازی، شرکت‌های دانش‌بنیان و قابلیت‌های پویا تحلیل و سنتز شدند. یافته‌ها به شناسایی پنج مقوله محوری منجر شد: «پنج دسته پیشران (فناورانه، بازار، استراتژیک، سازمانی، محیطی)»؛ هفت قابلیت سازمانی کلیدی با محوریت قابلیت‌های پویا و دیجیتال؛ مسیر تکاملی چهارمرحله‌ای پیاده‌سازی (اکتشاف، استقرار، یکپارچه‌سازی و گذار به خدمات‌محوری)؛ چهار پارادوکس مدیریتی؛ و اثر غیرخطی و U-شکل خدماتی‌سازی بر عملکرد. بر مبنای این یافته‌ها، چارچوب مفهومی یکپارچه SERV-KBF با تلفیق سه دیدگاه مبتنی بر منابع (RBV)، مبتنی بر دانش (KBV) و قابلیت‌های پویا در قالب پنج بلوک ساختاری توسعه یافت. این پژوهش با معرفی مکانیزم خرد «بریکولاژ دانش» و تدوین پنج گزاره پژوهشی، ادبیات خدماتی‌سازی را در بستر شرکت‌های دانش‌بنیان توسعه داده و راهکارهایی عملیاتی برای مدیریت پارادوکس‌های خدماتی‌سازی در اقتصادهای در حال ظهور ارائه می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نظریه هوش‌ناک: مفهوم‌پردازی یک آسیب‌شناسی نوین سازمانی</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_250759.html</link>
      <description>این مقاله به مفهوم‌پردازی نظریه «هوش‌ناک» به‌مثابه یک آسیب‌شناسی نوین سازمانی می‌پردازد. هوش‌ناک وضعیتی است که در آن هوش مصنوعی با حذف عاملیت اخلاقی و تقلیل سوژه انسانی به «نقطه داده»، به زدودن‌بشری سازمانی و بازتولید منطق سلطه می‌انجامد. این نظریه بر سه رکن اصلی شامل اِعمال سلطه، زدودن‌بشری و تزلزل اخلاقی استوار است. پژوهش حاضر با رویکردی مفهومی-تحلیلی، ضمن تکیه بر مبانی حکمرانی قدرت/دانش، نشان می‌دهد که بهره‌گیری افراطی از هوش مصنوعی در سازمان‌ها می‌تواند به شش آسیب کلیدی منجر شود: غلبه اراده هوش مصنوعی بر انسان، سلب تصمیم‌گیری‌های انسانی، حذف خلاقیت منابع انسانی، وابستگی و اعتیاد فناورانه، ریسک محاسباتی در بحران‌ها، و ناتوانی در فهم مسائل پیچیده انسانی و فرهنگی. همچنین، مقاله بر اصل «حد بهینه» در بهره‌گیری از هوش مصنوعی تأکید می‌کند و عبور از این حد را زمینه‌ساز تشدید نابالغی سازمانی می‌داند. در نهایت، نظریه هوش‌ناک می‌کوشد چارچوبی مفهومی برای تحلیل پیامدهای اخلاقی، شناختی و نهادی افراط در کاربست فناوری‌های هوشمند در سازمان‌ها ارائه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر بار شناختیِ توضیحات هوش مصنوعی توضیح‌پذیر (XAI)بر اعتماد کاربران</title>
      <link>https://www.juac.ir/article_251907.html</link>
      <description>چکیده
با گسترش کاربرد سامانه‌های هوش مصنوعی در فرایندهای تصمیم‌گیری، ایجاد اعتماد متناسب و آگاهانه کاربران به یکی از چالش‌های اساسی این فناوری تبدیل شده است. در این میان، هوش مصنوعی توضیح‌پذیر (XAI) با هدف افزایش شفافیت و قابلیت درک تصمیم‌های سامانه‌های هوشمند توسعه یافته است، اما شواهد پژوهشی نشان می‌دهد که ارائه توضیحات بیشتر، همواره به افزایش اعتماد کاربران منجر نمی‌شود و در صورت افزایش بار شناختی، ممکن است اثر معکوس داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف تبیین تأثیر ویژگی‌های هوش مصنوعی توضیح‌پذیر بر اعتماد کالیبره‌شده با نقش بار شناختی انجام شده است. این پژوهش از نظر روش، یک مطالعه مرور نظام‌مند ادبیات (SLR) است که بر اساس رهنمودهای PRISMA 2020 انجام شد. پس از جستجو در پایگاه‌های معتبر داخلی و بین‌المللی و اعمال معیارهای ورود و خروج، ۳۳ مقاله منتخب شامل ۲۶ مقاله انگلیسی و ۷ مقاله فارسی مورد تحلیل و سنتز قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که ویژگی‌های XAI از جمله شفافیت، قابلیت تفسیر، کیفیت و تناسب توضیحات، از طریق بهبود کیفیت ادراک‌شده توضیحات، شکل‌گیری مدل ذهنی مناسب و مدیریت بار شناختی، زمینه ایجاد اعتماد کالیبره‌شده را فراهم می‌کنند. همچنین نتایج نشان داد که عوامل فردی و زمینه‌ای مانند سواد هوش مصنوعی، تجربه، تخصص و پیچیدگی وظیفه، بر شدت این روابط تأثیرگذار هستند. در نهایت، با تلفیق ادبیات هوش مصنوعی توضیح‌پذیر، نظریه بار شناختی و نظریه اعتماد به اتوماسیون، یک مدل مفهومی یکپارچه ارائه شد که می‌تواند مبنایی برای پژوهش‌های تجربی آینده و طراحی سامانه‌های هوشمند انسان‌محور در حوزه مدیریت فناوری اطلاعات و کسب‌وکارهای هوشمند باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
